تریبون آزاد برای موسیقی سنتی ایران

نقد ، بررسی ، آخرین اخبار و هر آنچه مربوط به موسیقی سنتی ایران زمین

درگذشت استاد جلال ذوالفنون

این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید

استاد جلال ذوالفنون به دیار باقی شتافتند... روحش شاد... زبان از سخن و قلم از نگاشتن ناتوان است... خدایش بیامرزد
در گذشت استاد جلال ذوالفنون را به همه دوستداران موسیقی ایرانی، خصوصا خانواده محترم ایشان تسلیت میگویم .
او به حق معلمی بزرگ و هنرمندی وارسته بود .... سه تار ایران مدیون تلاشهای اوست..
یادش گرامی ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 21:27  توسط پژمان  | 

درگذشت استاد جلال ذوالفنون


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 21:26  توسط پژمان  | 

آیا موسیقی سنتی یا اصیل یا ملی ایران برای جهانی شدن نیاز به تغییر دارد؟

آیا موسیقی سنتی یا اصیل یا ملی ایران برای جهانی شدن نیاز به تغییر دارد؟

چندیست در ارتباط با موسیقی ایرانی و مطرح شدن تغییر در فرم ملی یا سنتی موسیقی ایرانی مقالاتی را خوانده ام که نشان از ایجاد تفکر برای تغییر در ساختار بخشی از زبان موسیقایی ما توسط برخی موسیقی دانان شاید ناآگاه دارد.

چند سال پیش برای اولین بار در جریان بازدید از یک نمایشگاه نقاشی به چندتابلو برخوردم که هرچه تلاش کردم تا کمی از محتوای آنرا درک کنم نتیجه نداد. جستجو کردم و نقاش را یافتم. بعد از کمی سوال درباره تابلو و رنگ هایی که در آن استفاده کرده بود و پرچانگی بیش از حدش به همراه چندین اسم بزرگ و آشنا و نا آشنا پی بردم از ابتدایی ترین اصول نقاشی که خط و نقطه است و مفاهیم رنگ و هندسه مفهومی نقاشی و ... نه تنها هیچ نمی دانست بلکه به گفته وی همه این ها اصولی دست و پاگیر برای بیان اندیشه به حساب می آمد تا جاییکه اصول اولیه نقاشی را دیکتاتوریسم هنری! می نامید.

امروز همین بلا قرار است بر موسیقی سنتی نازل شود. اثاری سخیف و در خلاف جهت رودخانه موسیقی ایرانی که بسترش از آنِ بزرگانیست نو پرداز و خلاق و آگاه مانند استاد وزیری ، استاد حسین علیزاده استاد شجریان ،مرحوم استاد مشکاتیان ، استاد کیهان کلهر و ... .  

جوانانی که درنوازندگی فقط در یک شیوه یا مکتب گام برداشته اند و با نگاه و اندیشه سبک های دیگر نوازندگی سازشان آشنا نیستند و همین مقدار هم که در سبکی می نوازند تنها نوازنده اند و مقلد نه نوازنده ای آگاه.

موسیقی تلفیقی را ( از هر نوعش ) نوآوروی می نامند حال آنکه تلفیق به هیچ روی نو آوری نیست بلکه تجربه ایست میان دو فرهنگ و ...

بگذریم که این بحث خود مجالی دیگر برای بررسی می خواهد.

عده ای نیز بر این باورند که به این هفت دستگاه و پنج آواز نباید اکتفا کرد و باید لحن یا دستگاه دیگری برای موسیقی سنتی آفرید. بی غرض باید گفت این شیوه اندیشه مانند این است که به سی و دو واژه پارسی که سالهاست غنی ترین اشعار و داستان ها و حکایات از آن استخراج شده واژه ای نو اضافه کنیم. آیا شدنیست؟ اگر شدنیست آیا منطقیست؟ بر چه اساسی تغییری تا این اندازه شدید؟ چرا؟

راه دوری نمی روم. کشور دوست و همسایه و وابسته عمیق فرهنگی خودمان در تاریخ .

هندوستان

موسیقی سنتی هند همچنان با همان کیفیت و همان روش های اجرایی و ... به دید و گوش علاقه مندانش می رسد و موسیقی آن ها با آن پیشینه تاریخی با کیفیت خاص تاریخی خود اجرا می شود. در بزرگترین سالن های موسیقی یک نوازنده سیتار به تکنوازی می پردازد و تمامی کسانی که علاقه مند به موسیقی هندی هستند باآرامش و آگاهی گوش می سپرند و حتی در خود هندوستان نیز علاقه مندان به این موسیقی با اینکه سالهاست همان ها را می شنوند دوباره با گوش جان به موسیقی سنتی خود دل می سپارند. همچنین است درباره موسیقی چین و ژاپن و مغولستان و ترکیه.

در ایران نیز موسیقی سنتی تعریف و چهارچوب خاص خود را داراست مانند زبان پارسی که با همین سی و دو حرف آثاری خلق شده که مولانا ها و حافظ ها و سعدی ها خالقشان بوده اند و هنوز که هنوز است این زبان می زاید و شکر می افشاند.

پس من فکر می کنم قبل از اینکه بخواهیم به فکر تغییر در ساختمان اصلی موسیقی سنتی باشیم ؛ به این بیندیشیم که راه شناخت زوایای پنهان موسیقی ما در ردیف چیست.

صد ها درآمد شور شنیده ایم و چندین پیش در آمد و رنگ و تصنیف و قطعات ضربی مختلف که همه در محدوده همین ردیف و همین گوشه ها و تکه ها ساخته و پرداخته شده اند که همه از نظر حس و ملودی و تنظیم با هم متفاوتند در حالیکه پایه های آنان در ردیف مانند در آمد و ... محدود به چند خط می شوند.

پیشنهاد می کنم دوستانی که نیاز به تغییر در موسیقی ایرانی حس می کنند دو سال به خود فرصت دهند و زیر و بم های موسیقی سنتی را هم در تئوری و هم در عمل به صورت نوازندگی کاملا پژوهشگرانه تحصیل و تمرین کنند و پس از آن اگر باز هم نیاز به تغییر حس کردند میتوانند از ساز های ملی ما استفاده کنند اما همت به خرج داده و نام موسیقی سنتی را به روی آثار خود نگذارند چرا که موسیقی ما با ساز هویت پیدا نمی کند بلکه مفاهیم و ذات آن است که موسیقی سنتی را از دیگر الحان موسیقی کشورمان جدا می کند. نمونه اش ویولن و پیانو دو ساز کاملا غیر ایرانی اما وقتی لحن موسیقی ایرانی بر آنان وارد شد تبدیل به ساز و صدایی ایرانی شدند.

پژمان طهماسبیان

زمستان نود

    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 23:54  توسط پژمان  | 

نام استاد شجریان در قله دماوند

نام استاد شجریان در قله دماوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 16:18  توسط پژمان  | 

دوستان عزیزم  درود بر شما

به پاس هشتاد سال فعالیت هنری یگانه تار نواز بی بدیل ایران ، فرزند حق خطه اصفهان ، شاهین قوی پنجه موسیقی ایران استاد جلیل شهناز ؛ مشغول ساخت مستندی درباره زندگی ایشان هستم. طبیعتا استادانی اینچنین فروتن و بزرگوار دارای زندگی ساده اما در عین حال دارای پیچیدگی های خاص هستند.

از دوستانی که مایلند خواهش می کنم برای ساخت این ویدئو به بنده کمک و یاری برسانند. اگر می توانید برابر با بندهای زیر پشتیبان من باشید.

1. هرگونه فیلم و یا کلیپ از اجراهای استاد چه خصوصی و چه کنسرت.

2. هر گونه عکس غیر از آنچه در فیس بوک یا فضای نت وجود دارد.

3. هرگونه خاطره با واسطه یا بی واسطه از ایشان.

4. هرگونه مطلبی به خط ایشان.

5. ارائه آمار تعداد برنامه های اجرا شده توسط استاد در رادیو و تلویزیون یا ضبط های استودیویی.

6. هرگونه اطلاعات درباره زندگینامه ایشان.

7. از بزرگان و اساتید و اندیشمندان این صفحه هر کدام دوست دارند در وصف استاد مطلبی حداکثر در 10 خط بنویسند.

در صورتیکه دوستان همکاری کنند نامشان در مجموعه ثبت خواهد شد.

اگر مطلبی بود به ایمیل اینجانب ارسال بفرمایید.

Pezhman_tahmasebian@yahoo.com

سپاس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 11:53  توسط پژمان  | 

گفت‌وگوی همشهری‌‌آنلاین با حسین علیزاده

به نام خدا

گفت‌وگوی همشهری‌‌آنلاین با حسین علیزاده -1

موسیقی > چهره‌ها  - همشهری‌آنلاین - سید ابوالحسن مختاباد:

مهم‌ترین چیزی که حسین علیزاده به آدمی منتقل می‌کند،‌احساسی مثبت و البته مستمر و دنباله دار است.

 و این، کار خبرنگار را برای مصاحبه سخت می‌کند، چرا که عنصر درام و کشاکش با گفت‌وگو شونده را از تو می‌ستاند و همان ابتدا تو را در وضعیتی قرار می‌دهد که احساس کنی خلع سلاح شده‌ای. از دیگر سو انعطافی که علیزاده در پاسخ به سوالات می‌دهد نیز مزید بر علت می‌شود.

 وی در برابر سوالات جبهه نمی‌گیرد و از خبرنگار، تصویر یک مچ‌گیر را در ذهنش تداعی نمی‌کند، بلکه با وی وارد گفت‌وگویی می‌شود برای کشف و زادن نکات تازه‌تر، همچنان که پنچه و ذهن و ضمیرش با ساز و ملودی وارد همسخنی می‌شود تا نوزادی متولد شود.

 نوزادانی که تولد هر کدامشان (از حصار و نی نوا تا ترکمن و شور انگیز و دل شدگان و گبه و راز نو و فریاد و...) جسم و جان این نوازنده نام آور تار وسه تار را به چالش می‌کشاند و گاه تا مرز بیماری‌های خطرناک هم می‌برد.

 حسین علیزاده در این گفت وگو همراهی فراوانی به خرج داد تا بخش‌هایی ناگفته از زندگی‌اش با ساز و ملودی و موسیقی را باز گوید. وی در این گفت وگو نه خود را فریب داد و نه من گفت وگو کننده را و همانند کارهای موسیقایش در گفت و گو نیز صادق و جدی بود•آقای علیزاده! چند سالی است  که در کارها و رفتارها و ارتباطات شما با هنرمندان دقیق‌تر شده‌ام. حس می‌کنم  تغییری کیفی نسبت به سابق صورت گرفته؟

 چه تغییری؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 16:45  توسط پژمان  | 

تسلیت

به گزارش همشهری آنلاین بانو کبری خاتونی‌زاده، مادر حسین علیزاده نوازنده و آهنگساز بنام، اوائل فروردین در آمریکا در گذشت.

مجلس ختم آن زنده‌یاد ساعت 14 تا 15.30 دوشنبه 15 فروردین در مسجد جامع شهرک غرب برگزار خواهد شد.

درگذشت آن مرحومه را به این هنرمند تسلیت می‌گویم و برای ایشان صبر و برای آن مرحومه آمرزش الهی را آرزومندم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 10:47  توسط پژمان  | 

غيرت

يكي از روحانيون عزيز از قول يكي از ائمه عنوان كرد اكر در خونة اي ٤٠ روز مداوم موسيقي و لةو و لعب باشه مرد خونه انقدر بي غيرت ميشه كه بباد خونه و خانمش رو با يه مرد در حال سكس ببينه بهش بر نمي خورة حالا واي به حال من شما ها كه بيش از نصف عمرمون به بي غيرتي كذشته واقعا يعني جهههههه
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 0:1  توسط پژمان  | 

سلام و سال نو مبارك

سال نو مبارك ايشالله امسال بتونم دوباره وب نوييي رو شروع كنم دلم واسه همتون يه ذره شدة
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 1:24  توسط پژمان  | 

هر که .... داد مرد میدان شد (برای افتخاری پاچه خوار)

با سلام

افتخاری هم چهره ماندگار شد

خدا رو شکر در این باغ بی برگی فهمیدیم پاچه خواری هم می تواند باعث ماندگار شدن نامی شود.

تعجب می کنم.

حسین علیزاده ، محمدرضا لطفی ، خانواده کامکار ، محمد زضا شجریان ، عبدالوهاب شهیدی ، احمد ابراهیمی ، احمد پژمان ، مرحوم مشکاتیان ، استاد پایور ، علی اکبر شکارچی ، محمد مقدسی ، مهدی آذر سینا ، گنجه ای ها ، شهرام ناظری ، مجید درخشانی ، افلیا پرتو ، خاطره پروانه ، سیما بینا ، ملیحه سعیدی ، پریسا ووو اصلا موسیقیدان و نوازنده و آهنگساز و خواننده نیستند.

بابا افتخاری رو عشق است.

یه مثلی بی ادبانه هست که شاید خیلی بد باشه یه یه جورایی یه جاییش ربطی به یه جایی اینا که گفتم نداره اما یه جورایی بی ربط هم نیست.

هر که .... داد مرد میدان شد

 

ای کاش خانه ات ویران میشد افتخاری سالوس مزور ، مزدور وطن فروش.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 9:1  توسط پژمان  |